قحبه بخل رخ به غازه کشید غرچه ی مفسده خمیازه کشید
مردمان در تک و پو افتادند رو به هر برزن و کو بنهادند
گشت بی عاطفتی باز شروع یافت حرص و ولع و جهل شروع
امد از خانه برون شیر فروش کوزه ی شیر پر از اب به دوش
کاسب دزد به بازار امد طالب مزد ,سر کار امد
شد برون حضرت شیخ الاسلام ریش را بسته حنا از حمام
شرکت خود را در مال یتیم شفقتی داند بر حال یتیم
صف کشیدند پدر سوخته ها چشم بر منصب هم دوخته ها
روز ابستن رنج و ثعب است ای خوشا شب که فراغت به شب است
من همه دشمن روزم که به روز کند انواع جنایت بروز
ای خوشا که شب پس ا ساعت پنج ظلم عاطل شود و خسبد رنج
مردم از شر هم اسوده شوند فارغ از صحبت بیهوده شوند
:: بازدید از این مطلب : 1648
|
امتیاز مطلب : 307
|
تعداد امتیازدهندگان : 66
|
مجموع امتیاز : 66